مصاحبه با حاج آقا مهدی صنیعی‌فر

گفتگو با یکی از خیّرین دبیرستان نمونه دولتی صنیعی فر جناب حاج آقا مهدی صنیعی فر

باعرض سلام، لطفا تاریخچه‌ی مختصری از خاندان محترم صنیعی فر را برای ما بیان بفرمایید.

 

قبل از طرح هر بحثی لازم می‌دانم که تشکری داشته باشم از کلیه مدیران، معلمین و همکارن دبیرستان از زمان مدیریت جناب آقای ایلکا تا کنون که در خدمت جناب آقای نژادهندی عزیز می‌باشیم. زمان آقای ایلکا چون مدرسه نوساز بود نسبت به امروز هزینه کمتری داشت، اینک بعد از 15 سال خرج های مدرسه شروع شده است و آقای نژادهندی بازسازی و مرمت بخش هایی از مدرسه را به کمک سایر همکاران آغاز کردند آن هم با دست خالی که البته ما در حد توان و تا آنجا که می توانستیم کمک کردیم.

  من مهدی صنیعی فر هستم. سومین فرزند مرحوم پدرم حاج اصغر صنیعی فر. ما چهار برادر هستیم. پدر بنده در تهران در خیابان صاحب جم مولوی به دنیا آمدند و تا سال 64 که در قید حیات بودند به دستور ایشون ما هم آنجا بودیم. بعد از فوت ایشان که برای بنده بسیار سنگین بود، برای تسلای خاطرمان آمدیم ساخت مدرسه را شروع کردیم. ابتدا تصمیم گرفتیم مدرسه‌ ای چهار کلاسه بسازیم ولی وقتی زمین و نقشه آن را تحویل گرفتیم به دوازده کلاس رساندیم. در این قضیه خداوند خیلی به ما کمک کرد.

برادر من حاج حسین صنیعی فر و دو برادر دیگر حاج اکبر و محمد صنیعی‌فر هم کمک فکری و مالی زیادی به من کردند و پشتوانه من بودند و  این مدرسه با کمک خداوند متعال در مهرماه 1371 افتتاح گردید و ساخت مدرسه با زیربنای 2000 متری حدود 9 ماه طول کشید.

در آن زمان ساختن مدرسه چقدر هزینه برایتان داشت؟ 

دقیق خاطرم نیست ولی باید بگویم در آن زمان سعی کردیم چندین نفر از دوستانی که توانایی مالی داشتند هم علاقه مند به مدرسه سازی نمایم و آنها نیز از طرف خودشان مدرسه ساختند. در آن زمان تعداد خیرین مدرسه ساز انگشت شمار بودند ولی خوشبختانه امروز تعداد آنها بسیار زیاد شده است. جالب است بدانید ما تمام موجودی را در صندوقی نگهداری می کردیم. در هربار مراجعه به این صندوق انتظار داشتم از مقدار آن کاسته شود ولی برکتی که خداوند به واسطه این کار به ما داد قضیه کاملا برعکس شد. من در آن زمان حتی تصمیم گرفته بودم ماشین خودم را هم بفروشم تا بتوانم هزینه مدرسه کنم اما نه تنها ماشینم را نفروختم بلکه به گونه ای شد که یک گندم کاشتیم و هفتاد گندم برداشت کردیم.

جناب صنیعی فر! چه انگیره ای باعث شد این راه را پس از ساخت مدرسه ادامه دهید و در رابطه با تجهیز و ترمیم مدرسه مانند قبل قدم بردارید؟

پدر خوب این انگیزه را به ما داد. این کار باعث سبکی  و آرامش خاطر خاندان  صنیعی فر می شود.

آیا تا به حال شده از خود بپرسید اگر این کار را انجام نمی دادیم و در جای دیگری سرمایه‌گذاری کرده بودیم الان توانایی مالی بیشتری داشتیم؟

سوال خوبی پرسیدید. یک زمانی بود ما برای ساخت این مدرسه با کمبود آجر مواجه شدیم. بنده رفتم به یکی از کارخانه های آجرپزی، گفتم من مدرسه می سازم از شما میخواهم به ما زودتر آجر بدهید. در جواب گفتند " وضع مالی خوبی داشتید که این کار را کردید." گفتم بله داشتیم ولی بجای اینکه برویم اروپا و آمریکا آمدیم در این مملکت و برای بچه های این مملکت سرمایه گذاری کردیم. چون به این کار اعتقاد داشتیم برای همین عکس العمل در مخالفت با دادن خدمات شرکت و ادارات تاثیری در اراده ما نداشت.

غیر از مدرسه صنیعی فر، در پروژه ها یا تاسیس مکان های خیرخواهانه سهیم هستید؟

ما بسیار دوست داریم این کار را در جاهای دیگر هم انجام بدهیم. همان طور که این مدرسه به نام مرحوم پدرمان تأسیس شد به دنبال فرصتی هستیم تا مکان دیگری به نام مادرمان تاسیس کنیم و از خداوند بعد هرنماز خواسته ام تا فرصت دارم به همراه برادرانم چنین کاری هم برای مادرمان انجام دهیم. دبیرستان یا دبستان فرقی ندارد. در تهران یا در شهرستان.

وقتی دانش آموزان این مدرسه با چنین توانایی را می بینید و زمانی که نتیجه تلاش آنها بازگو می شود چه احساسی به شما دست می دهد؟

باور کنید اشکم جاری می شود و از خدای خودم سپاسگزارم که به ما توفیق داد چنین بستری را برای فرزندان این مملکت فراهم کنیم. یک وقتی من آمدم مدرسه با آقای ایلکا کار داشتم. گفتن ایشون رفتند اداره. من روی پله ها نشستم دیدم تعدادی از بچه ها آماده شدند برای نماز. تعدادی از بچه ها گوشه ای مشغول نماز شدند. وقتی این صحنه را دیدم گریه ام گرفت و از خدا خواستم به من کمک کند بتوانم نمازخانه مدرسه را احداث کنم. ابتدا مساحت نمازخانه را 100 متر لحاظ کردند اما گفتم تمام مساحت بالا را نمازخانه کنید که الان مساحت فعلی 400متر است و شما می بینید در این فضا دانش آموزان چقدر خالصانه عزاداری می کنند و نماز می خوانند.

سوال: برای ما بفرمایید برنامه شما برای گسترش فضاهای آموزشی، امکانات، تجهیزات و ... مدرسه صنیعی فر چیست؟

بنظر می رسد اگر شهرداری منطقه 15 با ما همکاری کند، بتوانیم کارهای بهتری انجام دهیم. مثلا قسمت شرقی مدرسه با ساختن چند باب مغازه به‌گونه ای تجهیز بشود که بتواند خود این مدرسه بخشی هزینه هایش را تامین کند.

در قبال هزینه هایی که برای تاسیس این مدرسه انجام داده اید و زحماتی که کشیده اید از کارکنان و دانش آموزان این مدرسه چه انتظاری دارید؟

من تمام انتظاراتم برآورده شده است. با مدیریت خوب آقایان ایلکا و نژادهندی و عملکرد در خور تقدیر همکارانشان، خوشبختانه به افق های روشنی رسیده ایم و این دوستان سنگ تمام گذاشته اند. همین عملکرد شما دوستان مشوق ما است برای ادامه راه. نتایج دانش آموزان بسیار خوب بوده ولی متاسفانه اینکه بعد از چندسال می بینیم تعدادی از همین دانش آموزان موفق، به خارج از کشور می روند این جای نگرانی دارد. خیلی دوست داریم این افراد به کشور برگردند و به مردم ایران خدمت کنند. همینکه مدیریت محترم هرسال لطف می کنند 11 اردیبهشت سرمزار پدرمان می آیند این مایه تسلای دل خانواده است و بارها شده وقتی سرمزار پدر رفتم دیدم چندنفر از دانش آموزان نشسته اند و دارند فاتحه می خوانند یا شده بعضا اداره ای رفتیم دیدیم فلان مسئول در مدرسه صنیعی فر درس خوانده بسیار حوشحال می شوم، با این وصف دیگر از خدا چه بخواهم؟

اگر صحبت پایانی دارید بفرمایید.

صحبت پایانی بنده فقط همین است که مسئولین همکاری کنند ما بتوانیم اینجا تعدادی مغازه، چاپ خانه ای یا... ساخته تا از درآمد حاصل از آن  بتوان هزینه های مدرسه را با آن مدیریت کرد. ان شا، الله

 

 

 
قدرت گرفته از پورتال نما محصول شرکت بهسامان تدبیر